تبليغاتX
tondar
 

 

tondar

 

بیا تو خودت می فهمی

 

درباره وبلاگ

این وبلاگ به وسیله ی آرزو یعنی من نوشته شده می خوام تقدیمش کنم به بهترین دوستام ونیسا, پگاه , نسیم ,نیوشاوسپیده

آرشیو موضوعی

طراح قالب

  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

onLoad and onUnload Example

Add me to yahoo

 

pink

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

Jennifer Lopez

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

pink

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

طنز فوتبالی

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

طنز فوتبالی

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

مدرسه ی غیر انتفاعی

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

طنز

 

ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

black eyed paes

 

ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

britney

 

ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

linkin park

 

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

مهمترين بابا »
سه تا پسر با هم كل گذاشته بودند ، اولي ميگه : باباي من مهمترين آدم مملكته . دوتاي ديگه ميپرسن : مگه بابات چيكارس ؟ ميگه : باباي من رئيس ‌جمهوره . هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضاء كنه . دومي ميگه : برو بابا حال نداري . باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه ! اوليه ميگه : مگه بابات چيكارس ؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه . تا باباي من راي نده ، عمري قانوناي باباي تو تصويب بشن . سومي برميگرده ميگه : باباهاي شما جلوي باباي من هيچي نيستن ! اون دو تا ميپرسن : مگه بابات چيكارس ؟ پسره ميگه : باباي من پاسبونه . جلوي خيابون واميسته ، پونصد تومن ميگيره ، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

-ترکه پدرش دچار سوختگي شد و مجبور شد مغازه رو تعطيل كنه و از پدرش پرستاري كنه پشت در مغازه می نویسه مغازه تا یک هفته تعطیله به علت پدر سوختگی.

-ترکه از جهنم ميره دم در بهشت ميگه: يه کاسه يخ بدين.بهش ميگن برو دنبال کارت جهنمي! اون هم ميگه:باشه ولي فردا صبح دنبال آب جوش نياين.

يه ترکه داروي آنتي بيوتيکشو سر وقت نميخوره ازش ميپرسن چرا ?ميگه ميخوام ميکروبها رو غافلگير کنم.-

-تركه ميره چلو کبابي گارسون مياد ميگه: چي ميل دارين ترکه ميگه: يه پرس چلو کباب گارسونه ميگه با کمال ميل تركه ميگه : نه با سماغ و دوغ.

-يه صندلي بوده که هرکس روش ميشسته و دروغ ميگفته بادکنک بالاي سرش ميترکيده اصفهانيه ميشينه ميگه مافکر ميکنيم آدماي ولخرجي هستيم بادکنک ميترکه رشتيه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم که آدماي با غيرتي هستيم بادکنک ميترکه ترکه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم... بادکنک ميترکه

-يه ترکه و يه تهرانيه ويه رشتي رو ميخاستن اعدام کنن ميگن با گيوتين بميريد يا تيربار بشيد يا اعدام با دار شيد تهرانيه ميگه با گيوتين سرش رو ميزارن رو گيوتين تا ميرسه به گردنش واي ميسته آزادش ميکنن رشتيه ميگه منو تير بارون کنيد مي خواستن تير بارش کنن اما تفنگا گلوله نداشت وآزادش ميکنن ترکه ميگه اون دوتا که خراب بود منو با دار اعدام کنيد.

جمله سازی

 

 به تركه ميگن: با «لجن» جمله بساز. ميگه: نميدونم چرا همه بچه‌محل‌ها با من لجن؟

 

به تركه ميگن: با «لوستر» جمله بساز،‌ ميگه: من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوس‌تر


به تركه ميگن: با «مايلي كهن» جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟!


به ترکه ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس گرفتيم

-بازرس رفته بود شادگان تا از مدرسه عرب ها بازديد كنه.  یکی از شاگرد ها رو صدا كرد و گفت يك سوال مي پرسم تا سطح علمي: تو رو بدونم.بگو ببينم كي درِ قلعه ي خيبر رو شكست؟ عبود ميزنه زير گريه و ميگه:آقا به خدا كار ما نيست.بازرس عصباني ميشه و ميره پيش معلم و موضوع رو تعريف ميكنه.معلمه که اسمش جاسم بوده ميگه:من فكر نكنم كار اون باشه آخه اون بچه ي خوبيه.بازرس كه كلافه شده بود ميره پيشه مدير و ههمه چي رو تعريف ميكنه.مدير خر هم ميگه:اشكالي نداره شما بگيد چقدر خرج داره خودم ميدم

-ترکه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه.!

-تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!

-زن و شوهري به سينما رفتند. در اواخر فيلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: اين كسي كه بغل دست من نشسته از اول فيلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتي جواب داد: به درك كه خواب است. حالا چرا منو از خواب بيدار كردي؟

-مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم

-دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد

 

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

مسابقة دوميداني
غضنفر رفته بود تماشاي مسابقة دوميداني . وسط مسابقه از بغل دستيش مي پرسه : ببخشيد ، اينا واسه چي دارن ميدون ؟! يارو ميگه : براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن . غضنفر كمي فكر مي كنه ، مي پرسه : پس بقيشون واسه چي دارن ميدون ؟!

آسانسور
غضنفر سوار آسانسور ميشه ، مي بينه نوشته ‌: ظرفيت 12 نفر . باخودش ميگه : عجب بدبختيه‌ها ! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم ؟!

 
جام جهانی
از غضنفر مي پرسن : به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره ، به كره و چين هم حمله كُنه تكليف ايران چي ميشه ؟ غضنفر ميگه : چي ميشه نداره كه ، ايران ميره جام جهاني !

 
تعداد بچه
از غضنفر مي پرسن : چند تا بچه داري ؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده ، ميگه : 3 تا ! مردم تعجب ميكنن ، ميگن : بابا اينا كه 4 تاست ؟ غضنفر انگشت كوچيكشو نشون ميده ، ميگه : اين بچة همسايمونه ، ولي هميشه خونة ماست !

تعداد بچه
از غضنفر ميپرسن چندتا بچه داري ؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده ، ميگه : هفت تا ! مردم تعجب ميكنن ، ميگن : بابا اين كه فقط يكيه ! ميگه : آخه دادم mp3ش كردن !

شكنجة روحي
مي خواستن غضنفر رو شكنجه روحي بدن ، مي فرستنش تو يك اتاق گرد ، ميگن برو يك گوشه بشين !

ساندويچ فروشي
غضنفر بعد از بيست سال از آمريكا برمي گرده ايران و يك ساندويچ فروشي ميزنه . يارو مياد ميگه : قربون دستت ، يك ساندويچ سوسيس بده . غضنفر كه هنوز خوب از حال و هواي غرب درنيومده بود ، مي پرسه : ''تو گو'' بدم ؟ يارو شاكي ميشه ، ميگه : نه مرتيكه ، تو نون بده !

معما

به غضنفر ميگن يه معما بگو .‌ ميگه : اون چيه كه درازه ،‌ زرده ، موزه ؟!

مسابقة بيست سوالي

غضنفر ميره مسابقه بيست سوالي ، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه : جواب برج ايفله ، فقط تو زود نگو كه ضايع شه . خلاصه مسابقه شروع ميشه ، غضنفر ميپرسه : تو جيب جا ميگيره ؟ ميگن : نه . غضنفر ميگه : ...ها ! پس حتماٌ برج ايفله !

 
مسابقة بيست سوالي
غضنفر ميره مسابقه بيست سوالي . رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه جواب خياره ، فقط تو زود نگو كه ضايع شه . خلاصه مسابقه شروع ميشه ، غضنفر ميپرسه : تو جيب جا ميگيره ؟ ميگن : نه . غضنفر ميگه : بابا اين عجب خيار گنده ‌ايه !
 
بنفش »
از غضنفر ميپرسن بنفش چه رنگيه ؟ ميگه : قرمز ديدي ؟! آبيش !

 !

 حكومت نظامي »
حكومت نظامي بود ، سروانه به غضنفر ميگه كه تو اينجا كشيك بده ، از هفت شب به بعد هر كسي رو تو خيابون ديدي در جا بزنش . حرفش كه تموم ميشه ، تا مياد بره سوار ماشينش بشه ، ميبينه صداي گلوله اومد . برميگرده ميبينه غضنفر زده يك بدبختي رو كشته ! داد ميزنه : احمق ! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره ! غضنفر ميگه : قربان اين يه آدرسي پرسيد كه ، عمراً تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد !

قطار »
غضنفر و دوستاش رفته بودن ايستگاه راه‌آهن . تا ميرسن ، يهو قطار حركت ميكنه . اينا هم ميدون دنبال قطار . حالا ندو كي بدو ! خلاصه بعد از هزار بدبختي ، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه ، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه . خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه ، يك بابايي بهش ميگه : آقا جان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد ؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه ، واميستاديد با اون ميرفتيد . غضنفر نفس زنان ميگه : منم نميدونم ! والله من فقط قرار بود برم ، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم !!

 
ميلة اتوبوس »
غضنفر سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس ، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس . بعد از چند لحظه ، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتند . ميگه : ولش كنين ببينم چي ميگه !

سقوط

»غضنفر از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين . به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه : خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت !

 
بچة دوقلو »
زنِ غضنفر دو قلو ميزاد ،‌ غضنفر ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه ،‌ به يارو ميگه :‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم !

معماي عجيب »

به غضنفر ميگن يك معما بگو . ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه . ميگه : نميدونم ، حالا بگو چيه ؟ غضنفر ميگه : بخاري ! يارو كَف مي‌كنه ، ميگه : باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي‌كنه ؟ غضنفر ميگه : بخاري خودمه دوست دارم بذارمش بالاي درخت

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

مرگ مادر غضنفر

- مادر غضنفر میمیره، ازش دلیلشو میپرسند میگه: داشت پشت بوم لباس پهن می کرد پاش سرخورد افتاد
میگن : پس به خاطر سقوط از ارتفاع مرد؟
میگه: نه! بعدش خورد به لبه پشت بوم دیوار پشت بوم ریخت.
میگن: پس به خاطر همین مُرد؟
میگه: نه! بعدش افتاد رو کانال کولر همه رو درب و داغون کرد.
میگن پس سرش ضربه خورد مرد؟
میگه: نه بعدش افتاد رو بالکن بالکن خونه رو هم خراب کرد
میگن:پس اونجا مرد؟
میگه: نه! دیگه دیدم دارم خونه خراب میشم خودم با تفنگ زدمش!!!!

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

گفتم

 

گفتم دل و جان در سرو کارت کردم

 

هر چیز که داشتم نثارت کردم

 

گفت تو که باشی که کنی یا نکنی

 

آن من بودم که بی قرارت کردم

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

سر جلسهی خواستگاری

سر جلسه خواستگاري... بعد از نيم ساعت سكوت!

مادر داماد: ببخشين، كبريت دارين؟

خانواده عروس: كبريت؟! كبريت براي چي؟!

مادر داماد: والا پسرم مي خواست سيگار بكشه...

خانواده عروس: پس داماد سيگاريه...؟!

مادر داماد: سيگاري كه نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سيگار مي‌چسبه...

خانواده عروس: پس الكلي هم هست...؟!

مادر داماد: الكلي كه نه... والا قمار بازي كرد، باخت! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره...

خانواده عروس: پس قمارم بازي مي‌كنه...؟!

مادر داماد: آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن...

خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟!

مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن...

خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!

مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد...

خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

..... نتيجه اخلاقي: هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين! 

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

بقیه ی وبلاگام

سلام

اگه از این وبلاگم خوشتون اومد برین تو باقیش مثل این نیست

وبلاگم تو میهن بلوگ

وبلاگم تو بلوگ اسکای

وبلاگم با دامنه

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

عکس بچگی بازیگران

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

گفتم تو شيرين مني                

               

 

 

گفتم تو شيرين مني                  گفتي تو فرهادي مگر؟؟

گفتم خرابت ميشوم                   گفتي تو ابادي مگر؟

گفتم ندادي دل به من                 گفتي تو جان دادي مگر؟

گفتم ز كويت ميروم                     گفتي تو آزادي مگر؟

گفتم فراموشم نكن                     گفتي تو در يادي مگر؟

گفتم خاموشم سالها                   گفتي تو فريادي مگر؟

گفتم كه بربادم مده                     گفتي نبر بادي مگر؟؟

گفتم كه اين متن رو بخون             گفتي كه الافم مگر؟

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

کامپیوترها دخترند

 

.فقط خالقشون از منطقشون سر در مياره!

.فقط خودشون زبون خودشون رو مي فهمن!

.اگه يه كسي پا بندشون بشه بايد هرچي پول داره براشون لوازم جانبي بخره!

.اگه يكم صبر مي كردي يكي بهترش گيرت مي اومد!

خدائيش اگه دروغ ميگم بگو دروغ ميگي

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

Love:

 

 

 

Lake of sorrow (درياچه ي غم)

Ocean of tears (اقيانوس اشك)

Valley of death (دره مرگ)

End of life (آخر زندگي)!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ميدوني لذت زير بارون بودن چيه؟          اينه كه كسي اشكهات رو نمي بينه!

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

عاشقانه

-زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است .

-چقدر سخت است منتظر كسي باشي كه هيچ وقت فكر آمدن ندارد.

-زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز.

-هنگامي که خدا انسان را اندازه مي گيرد متر را دور ''قلبش '' مي گذارد نه دور سرش.

-آنكه از ما بالاتر است ما را بدبخت مي داند ، آن كه از ما پائين تر است ما را خوشبخت تصور مي كند ، اما هر دو در اشتباهند ، زيرا ما گاهي خوشبختيم و گاهی بدبخت : بدبختي ما در آن ايامي است كه به نقايص زندگي خود توجه داريم و خوشبختي ما در لحظات كوتاهي است كه به نعمتهاي زندگي خود نظر مي اندازيم .

-دواي همه دردها نيكي است ، به شرط آنكه ندانند شما نيكيد وگرنه نخواهند گذاشت نيك بمانيد .

-بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش مي‌كند را هم خوش بو مي‌كند

-وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي که ديگر رفت به

انتظار آمدنش نشستم وقتي ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من اورا

دوست داشتم وقتي اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد

شدن مثل تنها زندگي کردن مثل تنها مردن....

-صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني.



 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

بدن شرح

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

جوک وپیام کو تاه(1)

به رشتیه میگن کدوم بچتو بیشتر دوست داری! میگه چارومیه چون سیده!!!!

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

موتور

 

ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

حمید گودرزی

 

ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

 

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

 

 

ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط آرزو در ساعت موضوع: | لینک ثابت

   

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I


www.badboys05.tk